حکایت قورباغه و زن

 
 
حکایت قورباغه و زن 



خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای
 
به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. 

خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که
 
ناگهان با صحنه ای روبرو شد. 

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می
 
زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم. 

خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد.
 
قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن
 
آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم! 

خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد. 

آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم. 

قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی. 

خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد. 

بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.

خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد. 

آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد. 

خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم! 

نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین. 

قابل توجه خواننده های خانم؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً ادامه را نخوانید! و کلی با خودتون کیف کنید اما !.. 

.. 

... 

.. 

.. 

.. 

.. 

.. 

.. 

.. 
مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد

امتحان کنید جالبه

امتحان کنید جالبه

برای دیدن تصویر واقعی عکس زیر ۳۰ ثانیه به نقطه قرمز رنگ بر روی بینی عکس زیر تمر کز کرده و پس از آن به یک سطح صاف مانند دیوار یا سقف نگاه کرده و شروع کنید به پلک زدن .

نامه عاشقانه و خنده دار غضنفر

سلام بر تو
میدونم که صدامو شناختی‌ پس خودمو معرفی‌ نمیکنم
شایدم نشناختی، منم 
غضنفر ...

آااه ‌ای عشق من، چند روز که دلم برات گرفته و قلبم مثل یه ساعت دیواری هر دقیقه شصت لیتر آب را تقسیم بر مجذور مربع می‌کنه، حالا بگو بقال محل ما چند سالشه؟
امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل‌ نه صد دل‌ من را 
عاشق خودت کردی. یادت می‌‌آید؟
ای بابا عجب گیجی هستی‌، یادت نمی‌آید؟
خیلی‌ خنگی ، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه، لبو کوفت می‌کردم. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی‌ از دست من ناراحت شدی. ولی‌ با 
عشق و علاقه به طرف من آمدی. خیلی‌ محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی‌. آن لگد را که زدی برق از چشمانم پرید و حسابی‌ عاشقت شدم.
از آن به بعد هر روز من زیر درخت گیلاس می‌‌ایستادم تا تورا ببینم، ولی‌ هیچوقت ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی‌ بعدا فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه آمده بودم.
یک قاب 
عکس خالی‌ روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم "عشقم" هروقت آن را میبینم به تو فکر می‌کنم و تصویر تو را به ذهن می‌‌آورم. اینم بگم که من بدجوری گیرتیم هااااااااا ! مثلا همین دیروز داداشم داشت به قاب نگاه میکرد، دو تا زدم تو سرشو بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی‌؟ 

راستی‌ این شماره‌ای که به من دادی خیلی‌ به دردم خورد. هر روز زنگ میزنم و یک ساعت باهات درد‌ دل‌ می‌کنم و تو هم هی‌ میگی‌ "مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمی‌باشد" من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!! منظورت اینه که تو هم به من عشق میورزی، مگه نه!؟
یه چیزی بهت میگم ولی‌ ناراحت نشی‌، گوساله! این چه وضع ابراز عشقه؟
ناراحت شدی؟ خاک بر سر بی جنبت!! آدم انقد 
بی جنبه؟
ولی‌ میدونم یکی‌ از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو خونهٔ من.
یه روزی میام خواستگاریت، می‌خوام خیلی‌ گرم و صمیمی‌ باباتو ببوسم و چندتا 
شوخی‌ دستی‌ هم باهاش می‌کنم که حسابی‌ اول زندگی‌ باهم رفیق بشیم، راستی‌ کلهٔ بابات مثل نور افکن میمونه. بعد عروسی‌ بهش بگو خیلی‌ طرفخونهٔ ما پیداش نشه. من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه!
چند وقت پیش یه دسته گل برات از باغچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه، فکر بد نکن! دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی گیر کردم گل‌ رو دادم بهش، اونم
 لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد. درسته دختره از تو خیلی‌ خوشگل تر بود ولی‌ چیکار کنم که بیخ ریش خودمی.
راستی‌ من عاشق قورمه سبزی ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی‌ درست کنی‌ حواست باشه، بی‌ نمک بشه، بسوزه ، بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم که نفهمی از کی خوردی!!!
خلاصه اینکه بی‌ قراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم. خوشت اومد اومد، نیومد به درک!
بی‌ تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم فکر نکن یاد تو بودم، داشتم اونجا ول می‌گشتم
غضنفر تو

شباهت جالب برخی بازیگران ایرانی به بازیگران خارجی

S A L I J O O N


S A L I J O O N


S A L I J O O N


S A L I J O O N


S A L I J O O N


S A L I J O O N


S A L I J O O N


S A L I J O O N

10 فایده شگفت انگیز لبخند زدن

لبخند چیزی فراتر از نشان دادن خوشایند بودن چیزی است. تحقیقات روانشناسی 10 فایده لبخند زدن را بیان می‌کنند.

آدمها همیشه لبخند می‌زنند، مخصوصاً وقتی در جمع هستند اما لبخند فقط نشان دهنده شاد بودن آنها نیست. ما از لبخند برای اهداف خاص اجتماعی استفاده می‌کنیم زیرا لبخند می‌تواند پیام‌های مختلفی را به دیگران برساند.

در زیر به 10 روشی که می‌توان از لبخند برای فرستادن پیام درمورد قابل اعتماد بودن، جذابیت، اجتماعی بودن و ویژگی‌های بسیار دیگر درمورد خودمان استفاده کرد، اشاره می‌کنیم.
 


1. تشویق دیگران برای اعتماد به شما


در دنیایی که همه فقط به فکر خودشان هستند، واقعاً به چه کسی می‌توان اعتماد کرد؟ یک نشانه از قابل اعتماد بودن ما، لبخند است. لبخندهای واقعی پیام می‌فرستد که دیگران می‌توانند به ما اعتماد کرده و با ما همکاری کنند. کسانیکه لبخند می‌زنند معمولاً سخاوت و برونگرایی بیشتری دارند.
اقتصاددانان نیز تصور می‌کنند که لبخند ارزش ویژه‌ای دارد. در یک تحقیق که توسط شارلمان و همکاران (Scharlemann et al.) انجام گرفت، احتمال اینکه شرکت‌کننده‌ها به افرادیکه لبخند می‌زدند اعتماد کنند خیلی بیشتر از بقیه بود. این تحقیق مشخص کرد که لبخند تمایل افراد برای اعتماد کردن را تا 10% افزایش می‌دهد.
 


2. جلب ملایمت و ارفاق دیگران


وقتی افراد کار بدی انجام می‌دهند و دستگیر می‌شوند معمولاً لبخند می‌زنند. آیا این کار برایشان فایده‌ای دارد؟

براساس تحقیقی که توسط لافرانس (LaFrance) و هِچ (Hecht) در 1995 انجام گرفت، می‌تواند اینطور باشد. ما با کسانیکه قانونشکنی کرده‌اند، اگر بعد از آن لبخند بزنند، با ملایمت و ارفاق بیشتری برخورد می‌کنیم. مهم نیست که لبخندی دروغین باشد، لبخندی از روی بیچارگی باشد یا یک لبخند واقعی، همه آنها باعث می‌شود برای فرد خاطی کمی تحفیف قائل شویم.

به نظر می‌رسد که به این دلیل در این مورد موثر است که تصور می‌کنیم افرادی که بعد از قانون شکنی لبخند می‌زنند، قابل‌اعتمادتر از آنهایی هستند که لبخند نمی‌زنند.
 


3. رهایی از خطاهای اجتماعی


فراموش کردید به مناسبت سالگرد ازدواجتان برای همسرتان هدیه بخرید؟ اسم یک مشتری مهم را فراموش کرده‌اید؟ سهواً یک بچه کوچک را لگد زدید؟ اگر چنین مواردی برای شما هم پیش آمده باشد، احتمالاً خجالت‌زده شده‌اید.

عملکرد خجالت این است که شما را از مکان‌های اجتماعی پرفشار بیرون کند. لبخند‌های از روی خجالت با پایین انداختن سر همراه است و خیلی وقت‌ها هم یک خنده کوتاه احمقانه به آن اضافه می‌کنیم. این کار برای این انجام می‌شود که باعث شویم فرد مقابل اشتباه سهوی ما را فراموش کرده و سریعتر ما را ببخشد.
بنابراین لبخند از روی خجالت به ما کمک می‌کند از زندان رها شویم.
 


4. چون درغیراینصورت احساس بدی پیدا خواهم کرد


گاهی‌اوقات به این دلیل لبخند می‌زنیم که هم مودبانه است و هم اینکه بعد از آن احساس بدی پیدا نمی‌کنیم. مثل زمانیکه کسی با اشتیاق درمورد اینکه چطور مقداری پول در جیب یکی از لباس‌های قدیمی‌اش پیدا کرده برایمان تعریف می‌کند. شاید خیلی جای لبخند زدن نداشته باشد اما اینکار را می‌کنید چون مودبانه است.

در یک تحقیق از افراد مختلف سوال شد بعد از شنیدن اخبار خوب از یک نفر، صورت خود را خشک و جدی نگه دارند. بعد از آن احساس بدی پیدا کردند و تصور می‌کردند که آن فرد نظر بدی نسبت به آنها پیدا خواهد کرد.

به همین دلیل است که در اینگونه مواقع سر خود را تکان داده و لبخند می‌زنیم چون می‌دانیم اگر اینکار را نکنیم، بعد احساس پشیمانی خواهیم کرد. این احساس در زنان قوی‌تر از مردان است.
 


5. خندیدن از ته قلب


لبخند زدن راهی برای کاهش فشار ناشی از موقعیت‌های ناراحت‌کننده است. روانشناسان به آن فرضیه فیدبک چهره می‌گویند. حتی وقتی به اجبار لبخند می‌زنیم برای اینکه کمی روحیه‌مان را بهتر کند کافی است.

هشدار: لبخند زدن به چیزهای ناراحت‌کننده شاید موثر باشد اما به نظر دیگران جالب نمی‌رسد. وقتی آنسفیلد (Ansfield) در تحقیق خود از شرکت‌کننده‌ها خواست تا ویدئوهایی ناراحت‌کننده تماشا کنند، آنهایی که لبخند زدند بعد احساس بهتری داشتند تا آنها که لبخند نزدند. اما آنهایی که به تصاویر ناراحت‌کننده لبخند می‌زدند در نظر دیگران خوشایند نبودند.
 


6. برای درک و بینش بهتر

وقتی عصبی هستیم، توجه ما کمتر می‌شود. متوجه نمی‌شویم که کناردستمان چه می‌گذرد و فقط اتفاقی که درست روبه‌رویمان می‌افتد را می‌بینیم. این هم از نظر لفظی و هم استعاری صدق می‌کند: وقتی مضطرب هستیم یا استرس داریم، متوجه ایده‌هایی که در گوشه‌های ذهنمان است نمی‌شویم. اما برای به دست آوردن درک از یک مشکل، دقیقاً به همین ایده‌های پیرامونی نیاز پیدا می‌کنیم.

لبخند بزنید.

لبخند زدن باعث می‌شود احساس خوبی پیدا کنیم که انعطاف‌پذیری در توجه را بالا برده و توانایی ما برای فکر کردن کلی‌نگر را تقویت می‌کند. وقتی این ایده توسط جانسون و همکاران (Johnson et al.) در سال 2010 بررسی شد، نتایج تحقیق نشان داد که شرکت‌کننده‌هایی که لبخند می‌زدند در کارهایی که نیاز به توجه داشت و فرد باید کل جنگل و نه فقط درختان آن را می‌دید، بهتر عمل می‌کردند.
 


7. برای جذابیت


لبخند خانم‌ها تاثیری جادویی بر همسرشان دارد و تاثیر آن حتی از ارتباط چشمی نیز بالاتر است. در یک تحقیق بر روی نحوه برخورد آقایان با خانم‌ها را در یک بار بررسی کرد ]والش و هویت، 1985 (Walsch & Hewitt, 1985) [. وقتی زنی فقط ارتباط چشمی با همسرش برقرار می‌کرد، در 20% از موارد فرد به او نزدیک می‌شد. وقتی همان زن لبخندی را هم اضافه می‌کرد، در 60% از موارد مرد به او نزدیک می‌شد.

اما وقتی مردها به زنان لبخند می‌زنند، تاثیر آن جادوییت کمتری دارد. بااینکه لبخند زدن جذابیت خانم‌ها را برای آقایان بیشتر می‌کند اما برعکس آن چندان صادق نیست. درواقع، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد مردان وقتی باغرور و یا حتی خجالت رفتار کنند، نسبت به زمانیکه شاد به نظر می‌رسند، جذابیت بیشتری دارند ]تریسی و بیل، 2011 (Tracy & Beall, 2011)[. کمتر لبخند زدن باعث می‌شود مردان مردانه‌تر به نظر برسند.
 


8. پنهان کردن فکر

روانشناسان در گذشته تصور می‌کردند که یک لبخند واقعی هیچوقت دروغ نمی‌گوید. لبخند‌های دروغین و مصنوعی فقط دهان را درگیر می‌کند درحالیکه لبخندهای واقعی به چشم‌ها نیز می‌رسد. اما در تحقیقات اخیر مشخص شده است که 80% از افرادیکه لبخند مصنوعی می‌زنند می‌توانند تاثیر لبخند بر روی چشم‌ها را نیز تقلید کنند.

پس از لبخند می‌توان برای پنهان کردن چیزی که واقعاً به آن فکر می‌کنیم استفاده کنیم اما با این وجود ساختن یک لبخند مصنوعی چندان آسان نیست زیرا زمان‌بندی آن باید درست باشد. رمز ایجاد یک لبخند قابل‌اعتماد این است که شروع کُندی دارد، یعنی نیم‌ثانیه طول می‌کشد تا روی صورت پخش شود. یک تحقیق نشان داده است که در مقایسه با یک لبخند با شروع سریع (یک دهم ثانیه)، لبخندهای با شروع کُندتر قابل‌اطمینان‌تر، واقعی‌تر و جذاب‌تر تلقی می‌شوند.
 


9. برای پول درآوردن

در موارد قبل بررسی کردیم که اقتصاددانان نیز ارزش لبخند را دریافته‌اند اما آیا لبخند می‌تواند واقعاً برایمان پول‌ساز باشد؟ واضح است که یک لبخند پهن از یک مستخدم می‌تواند: تید و لوکارد (Tidd and Lockard) در سال 1976 در تحقیق خود دریافتند که مستخدم‌هایی که لبخند می‌زنند انعام بیشتری دریافت می‌کنند.
بطور‌کلی‌تر افرادیکه در صنایع خدماتی هستند، مثل مهمانداران هواپیما یا آنها که در بخش سرگرمی و میهمان‌نوازی هستند، برای لبخند زدن به مشتریان خود پول می‌گیرند. اما مراقب باشید. تضاد مداوم بین آنچه واقعاً احساس می‌شود و آنچه نشان داده می‌شود می‌تواند موجب خستگی فرد و فرسودگی شغلی شود.
 


10. لبخند بزنید تا دنیا به شما لبخند بزند


یکی از ساده‌ترین لذت‌های زندگی که معمولاً به‌خاطر خودکار بودن آن دیده نمی‌شود زمانی است که به کسی لبخند می‌زنید و او در جواب به شما لبخند می‌زند.
اما همانطور که ممکن است متوجه شده باشید همه آدمها در جواب یک لبخند، لبخند نمی‌زنند. هینز و توم‌هاو (Hinsz and Tomhave) در سال 1991 در تحقیق خود بررسی کردند که چه نسبت از افراد لبخند را با لبخند جواب می‌دهند. نتایج آنها نشان داد که حدود 50% از افراد اینگونه رفتار می‌کنند. درمقایسه معمولاً هیچکس اخم را با اخم جواب نمی‌دهد.
 


لبخند برای طول‌عمر

اگر هیچکدام از این تحقیقات نتونست لبخندی روی لبان شما بنشاند این را هم در نظر بگیرید: افرادیکه زیاد لبخند می‌زنند معمولاً بیشتر عمر می‌کنند. در یک تحقیق که بر روی تصاویر بازیکنان بیسبال در سال 1952 انجام گرفت مشخص شد که آنها که لبخند زده بودند تا 7 سال بیشتر از همسانان خود عمر کرده‌اند.

شاید حالا دلیلی برای لبخند زدن پیدا کرده باشید.

جزئیات تازه ای از حادثه جشن «خاله شادونه» از زبان مادر یک دختر بچه نجات یافته

جزئیات تازه ای از حادثه جشن «خاله شادونه» از زبان مادر یک دختر بچه نجات یافته
 
کودکانی که در مراسم جشن خاله شادونه خرمدره آسیب دیده‌اند هنوز نتوانسته‌اند لحظه‌‌‌های تلخ و وحشت را فراموش کنند. جشن خاله شادونه که رؤیای آنها شده بود حالا برایشان کابوس شده است. روی تخت خوابیده است و مدام اطرافش را نگاه می‌کند. سعی می‌کند صحنه‌‌های آن روز را به خاطر نیاورد. وقتی در مورد جشن می‌پرسم فقط گریه می‌کند. عسل محمدلو یکی از این حادثه دیدگان است. وی که به همراه مادرش در مراسم شرکت کرده بود دچار آسیب شده اما مادر وی که خودش در این حادثه جراحت بیشتری برداشته است محافظ کودکش می‌شود تا وی را نجات دهد و همین بود که عسل از مرگ حتمی نجات یافت.»
 
 
ادامه درادامه مطلب
ادامه نوشته

مرگ 3 کودک در برنامه «خاله شادونه»

بر اثر ازدحام برای خروج از محل اجرای برنامه «خاله شادونه» در خرم‌دره، سه کودک کشته شدند. به گزارش خبرگزاری مهر رحیم نوری‌پور فرماندار خرم‌دره با بیان اینکه فوت شدگان دو دختر 6 و 7 ساله و پسری 7 ساله هستند، افزود: این حادثه عصر پنج‌شنبه گذشته در سالن 3 هزار نفری شهدای خرم دره رخ داد.
وی با اشاره به اینکه ظرفیت سالن 3 هزار نفر بوده ولی بیش از 4 هزار نفر وارد سالن شده‌اند، افزود: این سالن دو در خروجی دارد، که هنگام خروج، ازدحام تماشاگران موجب حادثه شده است. فرماندار خرم‌دره با بیان اینکه هشت نفر در این جریان دچار حادثه شده‌اند که 2 نفر از مصدومین به دلیل وخامت حال به زنجان منتقل شده‌اند، افزود: حال بقیه مصدومان رضایت‌بخش گزارش شده است. وی از بازداشت تعدادی از عوامل اجرای این برنامه خبرداد و گفت: مدیر برنامه «خاله شادونه» نیز بازداشت شده است.
 
تکمیلی: افزایش کشته های برنامه خاله شادونه
ئیس بیمارستان بوعلی سینا خرمدره گفت: یکی از دو نفر مجروحان حادثه "برنامه خاله شادونه" که به دلیل وخامت و شدت صدمات وارده به بیمارستان آیت الله موسوی زنجان منتقل شده بود فوت کرد.
عزیز رسولی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: این مصدوم دختر بچه ای شش ساله است که به دلیل شدت جراحات وارده شده  و ضربه مغزی صبح روزجمعه فوت کرد.
وی با اشاره به علت وقوع حادثه  ادامه داد: بعد از اطلاع به اورژانش آمبولانس های اورژانس به محل حادثه اعزام شدند که دو نفر از مصدومان بدون علائم حیاتی به بیمارستان منتقل شدند هرچند اقدمات احیا بر روی آنها صورت گرفت ولی نتیجه ای در بر نداشت.
رسولی افزود: بر روی دو نفر از مصدومان حادثه نیز لوله گذاری و تنفس با دستگاه انجام شد و چون ضربه مغزی شده بودند به بیمارستان آیت الله موسوی منتقل شدند که یکی از این دو مصدوم صبح امروز فوت کرده ولی مصدوم دیگر به هوش آمده است.
وی شرایط چهار مصدوم بستری شده در بیمارستان بوعلی خرمدره را رضایت بخش عنوان کرد.
 
با افزوده شدن یک نفر دیگر به آمار کشته شدگان، تعداد کشته های برنامه"خاله شادونه" به سه نفر رسید و در حال حاضر وضعیت یک نفر از مصدومان بستری شده در بیمارستان آیت الله موسوی زنجان وخیم گزارش شده و همچنین چهار مصدوم دیگر در بیمارستان شهر ابهر بستری هستند.
در پی کشته و زخمی شدن چند کودک در اجرای برنامه خاله شادونه، ورزشگاه 3 هزار نفری خرم‌دره پلمب شد.
پنج شنبه بر اثر ازدحام برای خروج از محل اجرای برنامه خاله شادونه در خرم‌دره، سه کودک کشته شدند و یک کودک در حالت اغما است.
 
 
اسامی سه نفر از کشته شدگان حادثه برنامه"خاله شادونه"در شهرستان خرمدره اعلام شد.
مهر نوشت: بنا به اعلام رئیس بیمارستان بوعلی سینای خرمدره بر اثر ازدحام در زمان خروج از سالن ورزشی خرمدره که برنامه"خاله شاودنه" در آن در حال اجرا بوده است، نگار صالحی (7 ساله)، مهدی مولایی (7 ساله) و بهاره شادمهر (6 ساله) کشته شده اند.
 
تهیه‌کننده «خاله شادونه»: این اتفاق ناگوار به برنامه‌ی ما و سازمان صداوسیما ربطی ندارد
ایسنا نوشت:
ازدحام برای خروج از محل برگزاری مراسمی که ملیکا زارعی ـ خاله شادونه ـ اجرای بخش‌هایی از آن را در خرم‌دره بر عهده داشت، مرگ و آسیب‌دیدگی چند کودک حاضر در این مراسم را در پی داشت.
خبرنگار ایسنا برای اطلاع یافتن از جزئیات این حادثه‌ی ناگوار گفت‌وگویی را با تهیه‌کننده‌ی برنامه «خاله شادونه» داشت که وی تاکید کرد، این مراسم خارج از برنامه‌ای که تحت عنوان «خاله شادونه» در صداوسیما تولید و پخش می‌شود، در خرم‌دره استان زنجان برگزار شده است.
علی اکبر ذاکری گفت: این مراسم از جمله برنامه‌هایی بود که ربطی به صداوسیما نداشت و یک شرکت خصوصی با مجری برنامه تماس گرفته بود و ازدحام جمعیت و کم‌بودن فضا، منجر به مرگ سه کودک شد. این سالن برای برگزاری مراسم مورد نظر، فضای کافی نداشته و به دلیل اینکه دو در خروجی برای خارج شدن کودکان وجود نداشته، این اتفاق افتاده است.
این تهیه‌کننده‌ی تلویزیون سپس خاطرنشان کرد: اتفاقی که افتاد، اصلا ربطی به برنامه «خاله شادونه» و صداوسیما ندارد؛ یک مراسم خارج از صداوسیما برگزار شده که حتی بدون هماهنگی با تهیه‌کننده و خود صداوسیما بوده است. ظاهرا برگزارکننده‌های اینگونه برنامه‌ها به خاطر درآمد بیشتر از مکان‌هایی استفاده می‌کنند که ظرفیت لازم را ندارند و باعث چنین اتفاقاتی می‌شوند که تاسف‌بار است.
ذاکری در پایان گفت: به عقیده‌ی من مقصر اصلی این اتفاق، برگزارکننده‌ی این برنامه و انتظامات بوده که به خاطر ظرفیت کم سالن، نتوانسته‌اند جمعیت را کنترل کنند و منجر به چنین اتفاقی شده است. آخرین صحبتی که با خانم ملیکا زارعی (خاله شادونه) داشتم، گفت که بعد از اتمام برنامه، عصر روز گذشته ـ پنجشنبه بیست‌ویکم اردیبهشت ـ این اتفاق افتاد که به خاطر درهای خروجی کم، نتوانستند جمعیت حاضر را کنترل کنند و موجب فوت سه کودک و زخمی شدن چند تن دیگر شده است.     
 


فک و فامیله داریم ؟؟؟!!!

تو عروسی یکی از فامیلا دلار میریختن رو سر عروس و داماد! حمله به دلارا سی مجروح به جا گذاشت! فرداش همه رفتیم صرافی یارو گفت دلارا تقلبیه!!!
 
* پسره فامیلمون رفته خارج ۲ هفته با فیلتر شکن میرفته تو فیسبوک بعد از ۲ هفته فهمیده نیازی به فیلتر شکن نیست فک و فامیله داریم.
 
*‌دارم غرمیزنم این چه قیافه ایه من دارم.. عمه ام میگه غصه نخور زشتا خوش شانسترن!!
 
*‌دایی بابام (خدا بیامرز) وقتی ما رو نصیحت میکرد:پدر مادراتون بهتون یه حرفی میزنن،تو روشون بگین چَشــــم..ولی تو دلتون بگین:پـــــــــَشـــــــــــــم!
 
*‌دختر دایی بنده رفته دندونپزشکی عصب کشی کنه! طی ۳ جلسه از درد دو بار با پا کوبیده به دکتر بدبختش، ۴ بار زده تو سرش، دو بار دست دکتر رو چنگ زده خلاصه زده یارو رو لت و پار کرده! امروز همون دکتره اومد خواستگاریش : ایشالله همه جوونا خوشبخت شن .
 
*‌داداشم زندگیشو داده یه آیپد خریده اونوقت بابام به آیپدش میگه: پاره آجر!
 
*‌ دختر خالم به بچش واسه اینکه شیرینی زیاد نخوره دندوناش خراب نشه گفته شیرینی ها رو شمردم یدونش کم بشه میزنمت. بچه هم وقتی همه خواب بودن رفته همه شیرینی ها رو نصفه گاز زده که تعدادش کم نشه!استعدادت تو حلقم !
 
*‌۱۸ سال رفتیم خونه داییم! عیدی نداد… امسال نرفتم به همه عیدی داده!
 
*‌مامانم آجیلارو واسه عید قایم کرده بود الان هرچی میگرده خودش پیداش نمیکنه
 
*‌بابام کچله. یه بار تو حموم به جای شامپو اشتباهی به سرش کف شوی شوما زده!! بهش میگیم خوب پدر من! روی قوطی رو نخوندی نوشته کف شوی شوما؟!!! میگه چرا خوندم, نوشته بود برای سطوح صاف!
 
*‌دعوت مودبانه ی بابام از من برای صرف شام : تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیا پای سُفره پهن شو !
 
*‌تو اخبار گفت چند نفر تو سوییس کشته شدن، مامانم برگشته میگه:"آخی طفلی ها دم عیدی چه بلایی سرشون اومد"
 
*‌من هنوز سر اون عیدی هایی که ازم میگرفتن و میرفتن واسم حساب بانکی باز میکردن، اما هیچ وقت ندیدمشون،با خونوادم درگیرم.
 
*‌مامانم داره به یه زنه آمریکایی هفت سینو توضیح میده: It should be start with S like Apple !
 
  *‌یادش بخیر قدیمـا رو عیدی فک و فامیل حســـــاب باز میکردیم. امسال خیلـــی بهمون لطف کنن ماچمون میکنن…!
 
*رفتم حمام اومدم،دمه در بابام بهم میگه حدود ۲۳ دقیقه حمام بودی که از این ۲۳ دقیقه،۱۵٫۳۰ صدای آب میومد. با توجه به اینکه هر ۴٫۵ثانیه ۱لیتر آب مصرف میشه تو ۲۰۴ لیتر آب مصرف کردی وبا احتساب هر لیتر تقریبا ۵تومن،تو ۱۰۰۰ تومن از یارانه خودتو مصرف کردی. حواست باشه ۴۴۰۰۰تومن دیگه بیشتر نمونده. من : !!! …. تو شعب ابوطالب همچین کارایی نمیکردن
 
* مامانم امروز با چشمای اشکـ آلود اومده طرفم و میگه: پسرم تو رو به جوونیت قسم، تو رو به روح پدر مرحومم قسم، تو رو به شیر خودم قسم، دیگه…….قاشق تو این ظرفای تفلونِ من نزن!
 
  *‌عمه هام اومدن خونمون، سه تایی دارن پشت سر مادرشوهراشون حرف میزنن. دلم واسه مامانم میسوزه که نمیتونه تو بحثشون شرکت کنه
 
  *‌چند سال پیش چادر مادرمو سرم کردم و واسه خنده یهو مادر تا منو دید جفت دستاشو رو به آسمون برد و از ته دل خدا رو شکر کرد و گفت خدا رو صد هزاررررر مرتبه شکر که دختر نشدی وگرنه هیچ امام و امام زاده ای هم نمیتونست تو رو شوهر بده با این دماغت
 
  * با مامانم رفتیم مغازه تعمیرات تلفن که تلفن بی سیم خونرو بدیم درست کنن….یاروو تلفن زده به پیریز بعد با موبایلش زنگ زد که ببینه زنگ میخوره یا نه….تلفن که زنگ خورد مامانم به من میگه این آقاهه شماره مارو از کجا داشت…..ماااااامااااان..
 
  *‌به خالم که آمریکا زندگی میکنه با کلیییی ذوق و شوق گفتم: خاله من خیلی دوس دارم بیام اونجازندگی کنم. برگشته میگه : خب اینجا کسی رو داری بری پیشش؟؟؟ وااااااااااااا!!!!!!!
 
*‌ تلویزیون داره یه برنامه درباره علائم اعتیاد نشون میده. هر علامتی که میگه مامانم زیر چشمی با شک منو نگا میکنه . ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
 
  * با دختر خالم رفته بودیم بیرون، دوست پسرش ما رو دید اومد جلو گفت:"این پسره کیه؟" دختر خالم هم اومد تریپ شاخی و دفاع از من بیاد گفت:"هر خری که هست به تو چه؟" .
 
*‌پسر خالم کلاس دوم تو امتحانشون یه سوال داشتن که گفته بود:آیا میدانید رود هیرمند به کدام دریا میریزد؟؟ اینم نوشته بود:بله میدانم…معلم خوشش اومده بود نمره کامل داده بود!!!
 
* به خواهرزادم که دوم دبستانه میگم : خوشحالیا، همش تعطیلی ؟ میگه : برو دایی واقعا تعطیلیا ! اقتصاد کشور فلج شد رفت پی کارش ، بعد بمن میگی خوشحالم ، برو پلی استیشنتو بازی کن دایی ! اااووووووووووه ه!!
 
*‌پسرم شش سالشه اومده با دوربین از من عکس گرفته میگه میخوام بزرگ شدم به پسرم نشونش بدم بگم این بابام بود!!! بهش میگم پسرت خودش منو میبینه دیگه. میگه معلوم نیست. مگه من بابای خدا بیامرزتو دیدم ؟! پسره من دارم ؟؟!!!
 
*‌دیشب نشستیم پای ماهواره سریال عاشقانه میبینیم. زن داداشم (که نوعروسم هست) برگشته با عشوه به داداشم میگه: مهرداد، اگه چی بشه تو منو میبری طلاق میدی؟ داداشم خیلی جدی برگشته میگه: اگه سکه برگرده به همون ۴۰۰تومن!!
 
*‌پسر داییم میگه خوش به حالت که تک فرزندی !! میگم چرا؟ میگه : واسه اینکه برا خوردن ته دیگه مارکارونی کسی نیست شریکت شه! همچین منطقی دارن جوانانه فامیله ما!!!
 
*‌نصفه شبی دارم درس میخونم مادر اومده تو اتاق میوه داد بهم.خواست بره بیرون گفت زبونتو ببینم! منم زبونمونو در اوردم یهو گفت سلام رکس. بعدم خوشحال و خندان رفت بیرون. نمیدونم خنده و شادی به چه قیمت اخه؟
 
*‌یه عروسی رفتیم از فک و فامیل حزب اللهی به جای ارکستر و دی جی دست میزدن و میخوندن که:صل علی محمد،صلوات بر محمد.به عموم میگم خجالت نمیکشن؟ یکی از فامیل، نزدیک ما ایستاده بود شنید حرفم رو.برگشته میگه:آقای مهندس چه اشکال داره کمی شادی هم بد نیست.فک و فامیله داریم؟
 
* نشسته بودم سر کلاس مامانم بهم اس ام اس داد : ۷۰۰ هزار تومن ترمی بابای بدبختت داره واسه دانشگاهت پول میده اونوقت تو سر کلاس گوشیتو چک میکنی ببینی کی اس ام اس داده الاغ؟؟
 
* نصف شبی خواب بودم دختر خالم ۵ سالشه اومده بیدارم کرده میگه خواب دیدم شرک داره منو میخوره ..بعد با گریه میگه برو سی دیشو بیار بشکونیم!!!
 
*‌با بابام حرفم شده، میگه: واس خاطر چهل تومن یارانه باید این الدنگ رو تحمل کنیم!!
 
  * سر صبح از خواب بیدار شدم میگم سلام بابای مهربونم . میگه سلام گرگ بی طمع نیست باز پول میخوای؟ پولاتو چه کار میکنی؟ نکنه معتاد شدی؟ بدبخت ترک کن ؟ بعد ۵ دقیقه تیکه انداختن میگه شوخی کردم میخواستم خواب از سرت بپره.
 
*‌ساعت ۵ دارم میرم بیرون به بابام میگم ۱۲ میام . میگه اخه تو به درک اون دختره صاحاب نداره؟!!!!

قرآن از زبان دکتر علی شریعتی

قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز !
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست... این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و
نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد.
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .
یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …  آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”
احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …
قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، ‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم

10 قانون طلایی برای اینکه دوستی واقعی باشیم

یک دوست خوب ممکن است در بیمارستان به ملاقاتتان بیاید و بگوید، "زود خوب شو" و برود. اما یک دوست واقعی کنارتان می‌نشیند و می‌گوید، "تا زمانی که خوب شوی کنارت خواهم بود!"



1. صداقت

یک دوست واقعی همیشه صادق است، تحت هر شرایطی که باشد.

این وظیفه شماست که همیشه راست بگویید حتی وقتی می‌دانید که حقیقت می‌تواند آسیب بزند و به قیمت دوستیتان تمام شود (که اگر 9 اصل دیگر را رعایت کنید این اتفاق نخواهد افتاد).

هیچوقت چیزی را بدون اجازه برندارید، حتی اگر می‌دانید که دوستتان با این کار شما مشکلی نخواهد داشت. حتماً اول اجازه بگیرید.



2. اعتماد‌پذیری


یک دوست واقعی کسی است که بتوانید به او اعتماد کنید.

وقتی قولی می‌دهید باید حتماً سر آن بایستید و اگر می‌دانید نمی‌توانید از عهده آن برآیید بهترین کار این است که صادق باشید و به دوستتان بگویید که نمی‌توانید قولتان را نگه دارید.

اگر می‌گویید که در یک تاریخ و ساعت مشخص جایی خواهید بود یا کاری خواهید کرد، به هر قیمتی شده باید آن را انجام دهید.



3. احترام


یک دوست واقعی به زمان، اموال و اعتقادات احترام می‌گذارد.

• به زمان با تلف نکردن آن احترام می‌گذارد. سر قرارهای ملاقات به موقع می‌آید و اگر احتمال تاخیر بود به دوست خود اطلاع می‌دهد.
• به اموال با آسیب نرساندن به آن احترام می‌گذارد. با اموال و متعلقات دیگران با مراقبت و دوستی رفتار می‌کند.
• به اعتقادات با قضاوت نکردن آنها احترام می‌گذارد. اگر بدانید که دوستتان یکسری اعتقادات و اخلاقیات خاص دارد، به آنها احترام می‌گذارید، حتی اگر با آنها موافق نباشید.

4. دوست قبل از دیگران


یعنی هیچکس را به دوستتان ترجیح ندهید. برنامه‌تان با دوستتان را فقط به خاطر اینکه از یک نفر خوشتان آمده، برهم نزنید.

اگر کسی که از او خوشتان آمده واقعاً برایتان مهم است، می‌توانید همیشه اول از دوستتان بپرسید و مطمئناً او درک خواهد کرد.



5. عاری از خودپرستی


یک دوست واقعی آرامش و راحتی خود را قربانی کرده و شما را جلوتر از خود قرار می‌دهد.

دوست واقعی خودخواهی ندارد و اگر بداند کاری که برای خودش منفعت مالی و مادی دارد در زندگی شما تاثیر منفی می‌گذارد، هرگز آن را انجام نمی‌دهد.



6. وفاداری

دوست واقعی وقتی به او نیاز دارید در اختیار شماست. حتی وقتی از او چیزی نخواهید.

دوست واقعی هیچوقت کاری که موفقیت و خوشبختی شما را بر هم می‌زند را انجام نمی‌دهد.



7. صبر

یک دوست واقعی با شما با صبوری رفتار می‌کند. وقتی اوضاع نیاز به زمان برای تغییر دارد درک کرده و حتی اگر بارها و بارها یک اشتباه را تکرار کنید درموردتان قضاوت بد نمی‌کند. البته تا زمانیکه برای بهتر شدن تلاش کنید.



8. با هم بخندید، با هم گریه کنید

یک دوست واقعی دوستی نیست که رفیق روزهای خوب شما باشد. او در روزهای بد هم مثل روزهای خوب کنار شماست. او شما را در موفقیت‌های خودش هم سهیم می‌کند.



9. انتقاد سازنده


یک دوست واقعی از اینکه به شما بگوید چه کاری را اشتباه انجام می‌دهید نمی‌ترسد. اگر ببیند چیزی برای شما بد است یا اینکه راه اشتباهی را می‌روید، از مداخله کردن واهمه‌ای ندارد. اما همیشه انتقادات خود را با توصیه‌هایی برای بهتر شدن شما همراه می‌کند.

مثلاً نباید فقط بگویید، "با این برنامه مالی جدیدت، ورشکسته خواهی شد." به او بگویید که چرا فکر می‌کنید برنامه مالی او با شکست مواجه خواهد شد. مثلاً بگویید، "تو می‌خواهی همه پولت را در چیزی غیرواقعی سرمایه‌گذاری کنید یا محصولاتی که می‌خواهی بخری تاریخ انقضا دارند و فکر نمیکنم بتوانی تا موعد مقرر 10% از آنها را هم بفروشی."



10. بخشش


یک دوست واقعی توانایی بخشیدن دارد. همه انسان هستند و همه انسانها دچار اشتباه می‌شوند. حتی ممکن است یک یا دو مورد از این قوانین طلایی را بشکنیم اما اگر بدانیم که خراکاری کرده‌ایم و واقعاً پشیمانی خود را نشان دهیم و سعی کنیم جبران کنیم، یک دوست واقعی می‌تواند ما را ببخشد (فقط دقت کنید که سر یک موضوع مشابه دوباره اشتباه نکنید زیرا بخشش هم محدودیت دارد).

در چه ماهی باید متولد میشدید؟ (تست روانشناسی)

این تست را بادقت جواب دهید و گزینه هایی كه انتخاب میكنید اعداد مقابلشان را باهم جمع كنید تا در آخر معلوم شود شما در چه ماهی باید متولد میشدید


 

1- آیا خود را فردی خودكاو و درونگر تلقی میكنید؟
الف) بله قطعا(3) ب) گاهی اوقات(2) ج) خیر به هیچ وجه (1)

2- چگونه با تغییرات مواجه میشوید؟
الف) به پیشواز و استقبال آنها میروید(3)
ب) به خوبی خود را با آنها سازگار و هماهنگ میكنید(2)
ج) تا جای ممكن از آنها فرار میكنید(1)

3- از كجا ، بیشترین قدرت احساسی تان را دریافت میكنید؟
الف) از درون خود (2) ب) از محیط اطرافتان(1)

4- آیا به جزییات اهمیت زیادی میدهید و به اصطلاح مو را از ماست بیرون میكشید؟
الف) بله(3) ب) تا حدی( 2) ج) خیر (1)

5- آیا در قبال ارتباطهایتان احساس تعهد و مسئولیت میكنید؟
الف) بله (3) ب) گاهی اوقات(2) ج) خیر (1)

6- كدام یك از گزینههای زیر بهتر از همه خصوصیات شما را توصیف میكند؟
الف) پرشور، مشتاق، پر حرارت و سرشار از انرژی (3)
ب) با ثبات، پیگیر، منطقی و اهل عمل(4)
ج) عاطفی و روشنفكر(2)
د) حساس، تحریك ذیر و شهوتی(1)

7- آیا خود را فردی كاری و فعال تلقی میكنید؟
الف) بله كاملا(3) ب)تا حدی(2) ج) خیر اصلا (1)

8- آیا در زمینه خرج كردن پول، خوب و حساب شده عمل میكنید؟
الف) بله كاملا(3) ب)تا حدی(2) ج) خیر اصلا (1)

9- آیا خود را فردی مبتكر و خلاق تلقی میكنید؟
الف) بله كاملا(3) ب)تا حدی(2) ج) خیر اصلا (1)

10- آیا فردی جسور و بی پروا هستید؟
الف) بله (3) ب) گاهی اوقات(2) ج) خیر (1)

11- آیا خود را فردی لذت طلب تلقی میكنید؟
الف) بله كاملا(3) ب)تا حدی(2) ج) خیر اصلا (1)

12- آیا فردی كمال گرا هستید؟
الف) بله (2) ب) خیر (1)

13- آیا احساسات و عواطف خود را بروز میدهید؟
الف ) بله همیشه(3) ب) گاهی اوقات (2) ج) خیر اصلا (1)

14- اطرافیانتان شما را چگونه توصیف میكنند؟

الف) فردی واقع نگر (2) ب) فردی آرمانگرا (1)

15- در یك مهمانی معمولا:
الف) به پذیرایی از دیگران میپردازید (6)
ب) با گفتن لطیفه دیگران را به خنده وا میدارید(5)
ج) در كنار دوستان یا خویشاوندان مینشینید و سخت سرگرم گپ زدن با آنها میشوید (4)
د) خاطرات شیرین و جالبتان را برای دیگران تعریف می كنید (3)
ل) با همه سر صحبت را باز میكنید و هر چند دقیقه یك بار كنار فرد جدیدی مینشینید(7)
م) در گوشهای دنج مینشینید و در سكوت و تنهایی رفتار دیگران را زیر نظر میگیرید(1)
ی) برای مهمانان میوه پوست میكنید و توجه همه را به خود جلب میكنید (2)

 

نتیجه تست

اگر نتیجه تست به دست آمده با هر كدام از گزینههای زیر مطابقت داشت، شما باید در آن ماه خاص متولد میشدید چرا كه خصوصیات تان بیشتر با ویژگی های منحصر به فرد آن برج سازگار است و اگر نتیجه تست با ماه تولدتان یكی باشد، قطعا شرایط خاص ردیف بودن سیارهها و وضعیت كره ماه در هنگام تولدتان مناسب بوده است

اگر امتیازتان بین 15 تا 17 است: شما میبایست در ماه اسفند متولد میشدید

اگر امتیازتان بین 18 تا 20 است: شما میبایست در ماه بهمن متولد میشدید

اگر امتیازتان بین 21 تا 23 است: شما میبایست در ماه دی متولد میشدید

اگر امتیازتان بین 24 تا 26 است: شما میبایست در ماه آذر متولد میشدید

اگر امتیازتان بین 27 تا 29 است: شما میبایست در ماه آبان متولد میشدید

اگر امتیازتان بین 30 تا 32 است: شما میبایست در ماه مهر متولد میشدید

اگر امتیازتان بین 33 تا 35 است: شما میبایست در ماه شهریور متولد میشدید

اگر امتیازتان بین 36 تا 38 است: شما میبایست در ماه مرداد متولد میشدید

اگر امتیازتان بین 39 تا 41 است: شما میبایست در ماه تیر متولد میشدید

اگر امتیازتان بین 42 تا 44 است: شما میبایست در ماه خرداد متولد میشدید

اگر امتیازتان بین 45 تا 46 است: شما میبایست در ماه اردیبهشت متولد میشدید

اگر امتیازتان 47 است: شما میبایست در ماه فروردین متولد میشدید

یه كشتی داشت رو دریا می‌رفت، ناخدای كشتی یهو از دور كشتی دزدای دریایی رو دید. سریع به خدمه‌اش گفت: ب

یه كشتی داشت رو دریا می‌رفت، ناخدای كشتی یهو از دور كشتی دزدای دریایی رو دید. سریع به خدمه‌اش گفت: برای نبرد آماده بشین، ضمناً اون پیراهن قرمز من رو هم بیارین. خلاصه پیراهنه رو تنش كرد و درگیری شروع شد و دزدای دریایی شكست خوردن!
 
كشتی همینطوری راهشو ادامه می‌داد كه دوباره رسیدن به یه سری دزد دریایی دیگه! باز دوباره ناخدا گفت واسه جنگ آماده بشینو اون پیراهن قرمز منم بیارین تنم كنم!! خلاصه، زدن دخل این یكی دزدا رو هم آوردنو باز به راهشون ادامه دادن.
 
یكی از ملوانا كه كنجكاو شده بود از ناخدا پرسید: ناخدا، چرا هر دفعه كه جنگ می‌شه پیراهن قرمزتو می‌پوشی؟ ناخدا می‌گه: خوب برای اینكه توی نبرد وقتی زخمی می‌شم، پیراهن قرمزم نمی‌ذاره خدمه زخمای منو خونریزیمو ببینن در نتیجه روحیه‌شون حفظ می‌شه و جنگ رو می‌بریم.
 
خلاصه، همینطوری كه داشتن می‌رفتن، یهو 10 تا كشتی خیلی بزرگ دزدای دریایی رو كه كلی توپ و تفنگ و موشكو تیر كمونو اكلیل سرنج و از این چیزا داشتن می‌بینن. ناخداهه كه می‌بینه این دفعه كار یه كم مشكله، داد می‌زنه: خدمه سریع برای نبرد آماده بشین ضمنا پیراهن قرمز منو با شلوار قهوه‌ایم بیارین!!

 جملاتی زیبا ارزشمند و تاثیرگذار...

رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست بلکه به معنی حضور در درون اوست

bleeding black rose
قبل از اینکه اخم کنی، کاملا مطمئن شو که هیچ سوژه ای برای لبخند زدن وجود ندارد

bleeding black rose
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
bleeding black rose
یگانه خواهی شد.... و دنیا را در آغوش خواهی گرفت تنها اگر موضوعات گذشته را فراموش کنی و از نو شروع کنی ! فرشته ی کوچک ... میلاد دوباره ات مبارک
bleeding black rose
خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده
bleeding black rose
خداوند اغلب اوقات به دیدن ما می آید ولی اکثر مواقع ما خانه نیستیم
bleeding black rose
برای آنکس که تو را در آئینه می بیند جوابی مناسبی داشته باش
bleeding black rose
برگ در هنگام زوال می افتدمیوه در هنگام کمال می افتدبنگر که چگونه می افتی چون برگی زردو یا سیبی سرخ
bleeding black rose
آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه که می شوی ، هدیه تو به خداوند. پس بی نظیر باش..
کسی که در زندگی چرایی داشته باشد با هر چگونه ای خواهد ساخت ! (viktor francle)

bleeding black rose

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته
bleeding black rose
باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
bleeding black rose

عشق، افسر زندگی و سعادت جاودانی است. (گوته

مایوس نباش زیرا ممکن است آخرین کلیدی که در جیب داری،در را باز کند.
چیزی را که می خواهید با تهدید به دست بیاورید با تبسم زودتر به آن میرسید.

bleeding black rose
به هر کاری که اراده کنیم،توانا هستیم،اگرآنگونه که سزاوار است،پیگیر آن باشیم
bleeding black rose
سلام تنها هدیه ای است که هزینه نداره
bleeding black rose
در هر ملت چراغی است که به عموم افراد نور می دهد و آن معلم است
از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است

bleeding black rose
گاه یک لبخند، یک جمله کوتاه، یک خط و یا یک نگاه می تواند بهترین هدیه باشد
bleeding black rose
سرنوشت سه دفعه بهت دروغ میگه؟ اولین بار وقتی به دنیات میاره دومین بار وقتی عاشقت میکنه سومین بار هم زندگی رو ازت میگیره تا بفهمی همش خواب بود و بس
bleeding black rose
آدم‌ها مثل یه کتاب میمونن که تا وقتی تموم نشدن، برای دیگران با ارزش هستند، پس مواظب باش که خودت رو تند تند برای دیگران ورق
bleeding black rose
عشق مانند جنگ است......آسان شروع می شود.......سخت پایان می یابد.........و فراموش کردنش محال است.
bleeding black rose
فاصله تابش خود را بر دیگران تنظیم کن خداوند خورشید را در جایی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند
bleeding black rose
هیچ گاه چشمانت را برای کسی که مفهموم نگاهت را نمی فهمد گریان نکن
bleeding black rose
همیشه سقوط آدم از وقتی شروع می شود که فکر می کند دارد پرواز می کند
bleeding black rose
چرا ما تنها زمانی به خدا رو می کنیم که بخواهیم از غیر ممکن ،ممکن بسازیم؟
bleeding black rose
زیبایی زندگی در آنچه بدست آوردیم نیست...زیبایی زندگی به راهیست که رفته ایم. 2- ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی کنیم، ما حتی بر کر? زمین هم زندگی نمی کنیم، منزل حقیقی ما قلب کسانی است که دوستشان داریم
bleeding black rose

ما همیشه صداهای بلند را میشنویم، پررنگ ها را میبینیم، سخت ها را میخواهیم. غافل ازینکه خوبها آسان میآیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند
bleeding black rose
دوست کسی است که من با او میتوانم صمیمی باشم و جلوی او با صدای بلند فکر کنم. امرسون
bleeding black rose
تقدیر چیزی جز علل دانسته نشده نیست
bleeding black rose
عشق رو میشه تو دستای خسته پدر دید .... و توی نگاه نگران مادر ... نه تو دستای منتظر یه غریبه

bleeding black rose

همیشه وقتی داری گریه میکنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره ولی اونی که بات گریه میکنه عاشقته

bleeding black rose
هرگاه احساس کردی که گناه کسی آنقدر بزرگ است که نمی توانی او را ببخشی بدان که اشکال در کوچکی قلب توست نه در بزرگی گناه
 

bleeding black rose

مانند پرنده ای باش که روی شاخه سست وضعیف لحظه ای می نشیند
و آواز می خواند
و احساس سرما می کند شاخه می لرزد
به آواز خواندن خود ادامه می دهد ولی با این حال
زیرا مطمئن است
که بال و پر دارد

جملات زیباوارزشمندكورش كبير

انان كه با افكاري پاك و فطرتي زيبا در قلب ديگران جاي دارند را هرگز هراسي از فراموشي نيست چرا كه جاودانند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و کسب افتخار ایران زمین مغلوب شده باشم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همیشه با هم یکدل و صمیمی بمانید تا اتحادتان موید و پایدار بماند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حرمت قانون را بر خود واجب شمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی بدارید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش حمایت کرد به کار خود سامان داده است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به احترام روح من که باقی و ناظر بر احوال شماست به انچه دستور میدهم عمل کنید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دشوارترین قدم، همان قدم اول است .

 فرهنگ لغت جدید و خنده دار

 

این فرهنگ لغت یکمی با بقیه فرق میکنه !یعنی برداشتی که از کلمه میشه یه جورایی متفاوته در ادامه با بعضی از این کلمات آشنا میشویم.

کادو : برادر دوم

کاسه : برادر سوم

کافور : برادر چهارم

کامیون : برادر وسطی

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست

باکتری : پ ن پ با قوری

بیگلی بیگلی:پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی big lee‌

۱,۲,۴,۵,۶,… : کوسه

فلافل : فَ لا فَ ل ، پَ نه پَ در زبان عربی !

فیله گوساله : فیل نفهم، فحش رایج بین فیل ها

بی‌ کربنات : یکی‌ از فحشهای رایج میان شیمیدانان

فیروز کریمی : در روز مرا حمل کنید

Acrobat reader: ژیمیناستی که موقع اجرا گُه می‌‌زند

باقرخان : خواننده‌ای که در هنگام خواندن قر می‌‌دهد

قرتی : نوعی چای که با قر و حرکات موزون سرو میشود !

وایمکس : درنگ چرا ؟!

البرز: عربها به « پرز » گویند !

چرا عاقل کند کاری‌ :‌ یک ضرب المثل شیرازی !

شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد !

هردمبیل : جایی که در آن بابت هر چیزی قبض صادر میشود !

مختلف : مرگ مغزی !

توله سگ : حاصل تقسیم مساحت سگ بر عرض آن !

یک کلاغ چهل کلاغ : نبردی ناجوانمردانه بین کلاغ‌ ها !

غیرتی : هر نوع نوشیدنی به جز چای !

پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد !

اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشتن !

نیکوتین : نوجوانی خوش سیرت !

تهرانی : تیکه های هلوی باقیمانده ته آبمیوه !

کاشمری : در آرزوی ازدواج !

ژنتیک : ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد !

خورشت بامیه : مسئولیت پختن خورشت بر عهده من است !

ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ : ( ﻓﯿﻞ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ) ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﮐﻪ ﻓﯿﻠﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ !

 


کودک مغناطیسی در تبریز

متین کودکی 6 ساله که بدنش خاصیت مغناطیسی عجیبی دارد می تواند فلزات و برخی اجسام پلاستیکی را جذب کند که این مورد از موارد خارق العاده در جهان است

ادامه نوشته

دوداستان جالب وآموزنده

 
داستان آموزنده - تفاوت فرهنگی
ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم. یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند، سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد، وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل آفریقا (با توجه …به قیافه‌اش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست! بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند. اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد و فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذایی‌اش را ندارد. در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند.
جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد. دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود. به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی‌دارند، و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم‌کننده و با مهربانی لبخند می‌زنند. آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد. و اینجاست که پشت سر مرد سیاه‌پوست، کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند، و ظرف غذایش را که دست‌نخورده روی میز مانده است.
توضیح پائولو کوئلیو:

من این داستان زیبا را به همۀ کسانی تقدیم می‌کنم که در برابر دیگران با ترس و احتیاط رفتار می‌کنند و آنها را افرادی پایین‌مرتبه می‌دانند. داستان را به همۀ این آدم‌ها تقدیم می‌کنم که با وجود نیت‌های خوبشان، دیگران را از بالا نگاه می‌کنند و نسبت به آنها احساس سَروَری دارند. چقدر خوب است که همۀ ما خودمان را از پیش‌داوری‌ها رها کنیم، وگرنه احتمال دارد مثل احمق‌ها رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر می‌کرد در بالاترین نقطۀ تمدن است، در حالی که آفریقاییِ دانش‌آموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد…



داستان کوتاه - طلاق برنامه ریزی شده !!

با اصرار از شوهرش می‌خواهد که طلاقش دهد.
شوهرش میگوید چرا؟ ما که زندگی‌ خوبی‌ داریم.
از زن اصرار و از شوهر انکار.
در نهایت شوهر با سرسختی زیاد می‌پذیرد، به شرط و شروطه ها.
زن مشتاقانه انتظار می‌کشد شرح شروط را.
تمام ۱۳۶۴ سکهٔ بهار آزادی مهریه آت را می‌باید ببخشی .
زن با کمال میل می‌پذیرد.
در دفترخانه مرد رو به زن کرده و میگوید حال که جدا شدیم . لیکن تنها به یک سوالم جواب بده .
زن می‌پذیرد.
چه چیز باعث شد اصرار بر جدائی داشته باشی‌ و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریه ات که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختن را بزنی‌؟؟؟
زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد :طاقت شنیدن داری؟
مرد با آرامی گفت :آری .
زن با اعتماد به نفس گفت: ۲ ماه پیش با مردی اشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود. از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او ، تا زندگی‌ واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم.
مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست.
زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت .وقتی‌ به مقصد رسید کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد. نامه‌ای در کیفش بود . با تعجب بازش کرد .
خطّ همسر سابقش بود. نوشته بود: ” فکر می‌کردم احمق باشی‌ ولی‌ نه اینقدر.
نامه را با پوزخند پاره کرد و به محضر ازدواجی که با همسر جدیدش وعده کرده بود رفت . منتظر بود که تلفنش زنگ زد.
برق شادی در چشمانش قابل دیدن بود. شمارهٔ همسر جدیدش بود.
تماس را پاسخ گفت: سلام کجایی پس چرا دیر کردی.
پاسخ آنطرف خط تمام عالم را بر سرش ویران کرد.
صدا، صدای همسر سابقش بود که میگفت : باور نکردی؟ گفتم فکر نمیکردم اینقدر احمق باشی‌.این روزها میتوان با ۱ میلیون تومان مردی ثروتمند کرایه کرد تا مردان گرفتار از شرّ زنان احمق با مهریه‌های سنگینشان نجات یابند !




 

هنرهخامنش

هنر ایران در عهد هخامنشیان عمدتا بر پایه ی بزرگداشت مقام پادشاهان این سلسله استوار بوده است. هنر این عصر تركیبی است از هنر اقوام گوناگونی كه تابع پارسیان بوده اند و هخامنشیان با بهره گیری مناسب از این هنرهای مختلف و ریختن كلیه جلوه های هنری اقوام و ملل مختلف در یك قالب به هنر خود اعتلا بخشیده اند. علاوه بر بزرگداشت شاهان، اجرای مناسك و آیین زرتشتی نیز از مظاهر اصلی هنر در این دوره است كه سبب ایجاد نوعی سمبولیسم هنری در آثار هنری هخامنشیان شده است. از دیگر جلوه های هنری این دوره رواج هنر كنده كاری، حجاری، پیكر تراشی، فلزكاری، كاشی سازی و قالی بافی است . آثار برجا مانده عمق پیشرفت هنرمندان ایرانی را در این رشته های هنری به تصویر می كشند. نقش برجسته های تخت جمشید نیز در زمره ی گنجینه ی هنر دوره هخامنشی به شمار می روند كه هر یك مجموعه ای از تصاویر غنی و نقوش دوران هخامنشی را به نمایش می گذارند و علاوه بر آن گویای بسیاری از آداب و رسوم رایج در دربار هخامنشی اند.
در نقش برجسته های تخت جمشید صحنه هایی از مراسم و مناسك رایج در پایتخت شاهان هخامنشی وجود دارد كه عموما پیكره ی پادشاه، كانون اصلی هر صحنه است. در این كنده كاری های زیبا كه بر دل كوه نقش بسته دسته های آورندگان هدایا، صحنه بار عام پادشاه و دیگر نقوش برجسته ی مربوط به آرامگاه به نمایش گذارده شده است . این كنده كاری كاری ها درعین حال كه همگی حكایت از تبحر و مهارت سنگ تراشان دارند هر یك گوشه ای از مراسم و وقایع سیاسی مذهبی آن دوران را به نیز نمایش می گذارند. ویژگی این آثار بیشتر در آن است كه نشان می دهد هنرمندان پیكر تراش روزگار هخامنشی به طور كامل در خدمت اجرا و طرح نقوش خود بوده و مجالی برای بروز تمایلات شخصی خود نداشتند و به عبارت دیگر، كاملا مطیع به شمار می رفتند.
آثار فلزكاری نیز در این دوره ، برجسته و چشمگیر است. اشیاء فلزی هخامنشیان بیشتر از طلا، نقره و برنز ساخته می شده است و از مهمترین آثار مكشوفه ، ارابه ی زرینی است كه چهار اسب در جلوی آن قرار دارد و دو پیكره ی آدمی بر روی نیمكت ارابه نشسته اند. نكته مهم در آثار فلزی این عهد ، استفاده ی زیاد از نقوش و پیكر حیوانی در ساخت ظروف و زیور آلات است. این نقوش را می توان بر روی بشقاب های نقره ای و طلایی به صورت جنگ شیر و گاو و یا دو بزكوهی مشاهده كرد.
یكی از برجسته ترین زیور آلات این دوره دستبندهایی است كه انتهای آنها به دو سر شیر ختم می شود و با زیور آلات كوچك و قرص مانندی به شكل سر حیوانات و پرندگان و نقوش هندسی تزئین شده است . این آثار جملگی حاكی از آن است كه پارسیان در عهد هخامنشی به ابزارهای زرین و سیمین و مفروغی علاقه داشته و بخشی از هنر خود را در این راه به كار می برده اند.


فرش بافی از دیگر جلوه های بارز هنر ایرانی در زمان هخامنشیان است. این هنر به سبب از بین رفتن اكثر فرش های ایران در عهده باستان چندان مورد مطالعه ی دانشمندان قرار نگرفته بود ولی در اواخر دهه 1950 میلادی با كشف یك فرش 83/1×2 متری كه به همراه آثار نفیس دیگر در یخ های سیبری كشف شد جلوه ای دیگر از هنر هخامنشی را در معرض دید بینندگان قرار داد. این فرش در محلی به نام (پازیریك) كشف گردید و بعدها به همین نام معروف شد. نوع بافت و ظرافت و نقش این قالی گویای مهارت و تبحر هنرمندان بافنده هخامنشی و نشانگر سنت دیرپای بافت فرش ایران است كه قدمت آن را به دو هزار و پانصد سال و شاید بیشتر بازمی گرداند.
پیكرتراشی ، دیگر جلوه ی هنری دوره هخامنشی است. این شاخه از هنر ایران باستان كه به نوعی وارث رموز تزئینی آشور ، بوده امروزه به صورت پیكره های زیبایی ازپادشاهان جانورانی نظیر اسب ، گاو، سگ ، شیر برجای مانده است. سنگ تراشان افراد و جانوران را معمولا به صورت نیم رخ نقش می كردند و در نمایش صحنه ها و اتفاقات تاریخی و سیاسی همواره بر بزرگ جلوه دادن شاهان خود تأكید زیادی داشته اند. در آثار باقیمانده از پیكرتراشی های هخامنشی قدرت تجسم بخشی ، خلاقیت هنری و دقت در انتخاب موضوع به خوبی به چشم می خورد.
در نتیجه گیری كلی می توان گفت هنر ایران در عصر هخامنشی به پیشرفت قابل ملاحظه ای نایل آمده است ، بدین صورت كه ایرانیان جلوه های مختلف هنری قدیم مشرق زمین را جذب كرده و از آنها تركیبی خاص با خصوصیات اصیل ایرانی ساختند. سهم هخامنشیان دراین دوره تركیب، ظرافت بخشیدن، تناسب دادن و عظمت بخشیدن به شاخه های مختلف هنری بود به گونه ای كه آن را به اوج عظمت و شكوه خود رساند

مکر زنان

مکر زنان

آورده اند مردی بود که پیوسته تحقیق مکرهای زنان می کرد و از غایت غیرت ،هیچ زنی رامحل اعتماد خود نساخت و کتاب
“حیل النساء “(مکرهای زنان) را پیوسته مطالعه می کرد. روزی در هنگام سفربه قبیله ای رسید وبه خانه ای مهمان شد.
مرد خانه حضور نداشت ولکن زنی داشت در غایت ظرافت ونهایت لطافت . زن چون مهمان را پذیرا شد با او ملاطفت آغاز نمود. مرد مهمان چون پاپوش خود بگشود وعصا بنهاد، به مطالعه کتاب مشغول شد. زن میزبان گفت: خواجه ! این چه کتاب است که مطالعه میکنی؟ گفت:حکایات مکرهای زنان است. زن بخندید وگفت : آب دریا به غربیل نتوان پیمود وحساب ریگ بیابان به تخته خاک ، برون نتوان آورد و مکرهای زنان در حد حصر نیاید . پس تیر غمزه در کمان ِابرو نهاد و بر هدف دل او راست کرد واز درمغازلت و معاشقت در آمد چنان که دلبسته ی او شد. در اثنای آن حال، شوهر او در رسید..
زن گفت : شویم آمد وهمین آن که هر دو کشته خواهیم شد . مهمان گفت:تدبیر چیست؟ گفت :برخیز و در آن صندوق رو . مرد در صندوق رفت. زن سرِ صندوق قفل کرد . چون شوهر در آمد پیش دوید و ملاطفت ومجاملت آغاز نهاد و به سخنان دلفریب شوهر را ساکن کرد. چون زمانی گذشت گفت: تو را از واقعه امروز خود خبر هست؟ گفت نه بگوی. گفت: مرا امروز مهمانی آمد جوانمردی لطیف ظرایف و خوش سخن و کتابی داشت در مکر زنان و آن را مطالعه میکرد من چون آن را بدیدم خواستم که او را بازی دهم به غمزه بدو اشارت کردم ، مرد غافل بود که چینه دید و دام ندید. به حسن واشارت من مغرور شد و در دام افتاد .و بساط عشق بازی بسط کرد وکار معاشقت به معانقه (دست در گردن هم)رسید. ساعتی در هم آمیختیم! هنوز به مقام آن حکایت نرسیده بودیم که تو برسیدی وعیش ما منغض کردی! زن این میگفت و شوهر او می جوشید ومی خروشید وآن بی چاره در صندوق از خوف می گداخت و روح را وداع می کرد. پس شوهر از غایت غضب گفت: اکنون آن مرد کجاست؟ گفت:اینک او را در صندوق کردم و در قفل کردم... کلید بستان و قفل بگشای تا ببینی. مرد کلید را بستاند و همانا مرد با زن گرو بسته بودند(جناق شکسته بودند) و مدت مدیدی بود هیچ یک نمی باخت. مرد چون در خشم بود بیاد نیاورد که بگوید *یادم * و زن در دم فریاد کشید * یادم تو را فراموش* مرد چون این سخن بشنید کلید بینداخت وگفت :
“لعنت بر تو باد که این ساعت مرا به آتش نشانده بودی و قوی طلسمی ساخته بودی تا جناق ببردی."
پس با شوهر به بازی در آمد و او را خوش دل کرد .چندان که شوهرش برون رفت ، درِ صندوق بگشاد و گفت: ای خواجه چون دیدی، هرگز تحقیق احوال زنان نکنی؟
گفت: توبه کردم و این کتاب را بشویم که مکر و حیلت شما زیادت از آن باشد که در حد تحریر در آید!!!

نقاشی های زیبا و دیدنی روی خودروها

نقاشی های زیبا و دیدنی روی خودروها


نقاشی های زیبا و دیدنی روز خودروها !!


نقاشی های زیبا و دیدنی روز خودروها !!
ادامه نوشته

دلنوشته های حسین پناهی

 


 

از شوق به هوا

به ساعت نگاه میکنم

حدود سه نصف شب است

چشم میبندم که مبادا چشمانت را

از یاد برده باشم

و طبق عادت کنار پنجره میروم

سوسوی چند چراغ مهربان

و سایه کشدار شبگردان خمیده

و خاکستری گسترده بر حاشیه ها

و صدای هیجان انگیز چند سگ

و بانگ آسمانی چند خروس

از شوق به هوا میپرم چون کودکیم

و خوشحال که هنوز

معمای سبز رودخانه از دور

برایم حل نشده است

آری از شوق به هوا میپرم

و خوب میدانم

سال هاست که مرده ام ...



صـدای پای تو که می روی

صـدای پای مــرگ که می آید . . . .

دیـگر چـیـزی را نمی شنوم !

...



به خوابی هزار ساله نیازمندم

تا فرسودگی گردن و ساق ها را از یاد ببرم

و عادت حمل درای کهنه ی دل را

از خاطر چشمها و پاها پاک کنم

دیگر هیچ خدایی

از پهنه مرا به گردنه نخواهد رساند

و آسمان غبارآلود این دشت را

طراوت هیچ برفی تازه نخواهد کرد



دم به کله میکوبد و

شقیقه اش دو شقه میشود

بی آنکه بداند

حلقه آتش را خواب دیده است

عقرب عاشق.....




صفر را بستند

تا ما به بیرون زنگ نزنیم

از شما چه پنهان

ما از درون زنگ زدیم!



شناسنامه

من حسینم

پناهی ام

من حسینم , پناهی ام

خودمو می بینم

...خودمو می شنفم

تا هستم جهان ارثیه بابامه.

سلاماش و همه عشقاش و همه درداش , تنهائیاش

وقتی هم نبودم مال شما.

اگه دوست داری با من ببین , یا بذار باهات ببینم

با من بگو یا بذار باهات بگم

سلامامونو , عشقامونو , دردامونو , تنهائیامونو

ها؟!



پیست!!

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای یاد

یادی برای سنگ

این بود زندگی....



شب در چشمان من است

به سیاهی چشمهایم نگاه کن

روز در چشمان من است

به سفیدی چشمهایم نگاه کن

شب و روز در چشمان من است

به چشمهای من نگاه کن

چشم اگر فرو بندم

جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت



کهکشان ها، کو زمینم؟!

زمین، کو وطنم؟!

وطن، کو خانه ام؟!

خانه، کو مادرم؟!

مادر، کو کبوترانم؟!

...معنای این همه سکوت چیست؟

من گم شده ام در تو... یا تو گم شده ای در من... ای زمان؟!

... کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پایین نیامده بودم ...

کـــاش !



دیواره ها برای کوبیدن سر ناز کند

گریزی نیست

اندوه به دل ما گیر سه پیچ داده است

باید سر به بیابانها گذاشت!



در

سلام ،

خداحافظ !

چیزی تازه اگر یافتید

بر این دو اضافه کنید

تا بل

بازشود این در گم شده بر دیوار...



سالهاست که مرده ام

بی تو

نه بوی خاک نجاتم داد،

نه شمارش ستاره ها تسکینم...

چرا صدایم کردی ؟

چرا ؟



بــی شــــکـــــ . . .

جهــــان را بـــه عشــــق کســی آفـــریـــده اند

چـــون مـــن کـــه آفـــریـــده ام از عشـــــق

جهـــانی بـــرای تـــــو. . .



بهزيستي نوشته بود:

شير مادر, مهر مادر, جانشين ندارد

شير مادر نخورده مهر مادر پرداخته شد

پدر يك گاو خريد

و من بزرگ شدم

اما هيچكس حقيقت من را نشناخت

جز معلم رياضي عزيز ام

كه هميشه مي گفت

گوساله, بتمرگ



لنگه های چوبی درب حیاطمان گرچه کهنه اند و جیرجیر می کنند

ولی خوش به حالشان که لنگه ی همند...



و اما تو! ای مادر!

ای مادر!

هوا

همان چیزی ست که به دور سرت می چرخد

و هنگامی تو می خندی

صاف تر می شود...

تبدیل شدن از زشت به زیبایی...

تبدیل شدن از زشت به زیبایی...


 

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

کاریکاتورهای مفهومی

کاریکاتورهای مفهومی


کاریکاتور,کاریکاتور های مفهومی
ادامه نوشته

10 چیزی که همه انسان‌ها از آن می‌ترسند!!

10 چیزی که همه انسان‌ها از آن می‌ترسند!!


10 چیزی که همه انسان‌ها از آن می‌ترسند!!
 
یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است...
فوبیا هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است.
در حدود 19.2 میلیون نفر انسان در سن 18 سالگی در آمریکا به گونه های مختلفی از این اختلال روحی مبتلا هستند که در ادامه نشریه لایو ساینس به مشهورترین آنها اشاره کرده است.

ترس از مار (Ophidiophobia): یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به همم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ما قبل تاریخ امکان بقا داده است.

ترس از خزندگان عجیب (Entomophobia): شاید برخی از افراد با دیدن برخی از حشرات تنها احساس چندش آوری پیدا کنند، اما این جانداران کوچک در واقع این توانایی را دارند که برخی از انسانها را به شدت بترسانند که این شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون نشان می دهد دختر بچه های 11 ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاویری از مارها با عنکبوتها نشانه های ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالی که این خصوصیت در پسربچه هایی با همین سن وجود ندارد. دیدگاه تکاملی این فوبیا بر این اساس است که زنان در دوران باستانی حیات بشر در هنگام جمع آوری غذا با چنین جاندارانی مواجه می شده اند و انقباض ماهیچه های بدن و صورت در برابر چنین منظره ای به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است.
ادامه نوشته

زندگی راحت تر و جذاب تر با کمی خلاقیت

در این عکس ها خلاقیت هایی در طراحی وسایل روزمره را شاهد هستید. از این آلبوم میتوان فهمید که زندگی را چقدر میتوان راحت تر و جذاب تر کرد اگر کمی از خلاقیت خود در طراحی و استفاده از وسایل روزمره استفاده کنیم.
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون


ادامه نوشته

نشان عاشقی در مناطق مختلف کشور

فکر میکنم اکثر شما دست‌کم یک‌بار، نشان عاشقی یا همون قلب تیرخورده رو دیدید. همون تیری که کوپید Cupid پرت می‌کنه و اگه بخوره بهتون عقل و دلتون قاطی میشه و این توهم براتون به وجود میاد که عاشق شدین:



چند وقت پیش جایی می خوندم که در این نشان، تیر معنای جنس نر و قلب معنای جنس ماده رو میده. این که این حرف چقدر درسته رو نمیدونم ولی رفتم توی فکر که اگه ما فرض کنیم که اینجور باشه اونوقت بسته به رفتار غالب اجتماعی در نواحی مختلف کشور، این نشان چطور میتونه تغییر پیدا کنه. من به سلیقه ی خودم چند تاییشو درست کردم شما هم اگه حالشو دارین به عنوان مشق نصف شب چند تا کاردستی درست کنید، بلکه در تحریق دوباره‌ی کانون سرد خانواده مؤثر باشه.




تهران و برخی نواحی شمالی




اصفهان و یزد





ازکرمان تا مرز پاکستان




آبادان (نیودوژانیرو)




چهارمحال، کهکیلویه و لرستان




قزوین و شهرضا




نواحی غیورپرور غرب کشور




قم، مشهد و کلیه ی مناطق صیغه خیز کشور




شیراز




اردبیل و دوستان
(بار پروردگارا خودت رحم کن)

عکس هایی از پروانه های زیبا

Parvane Butterfly 015 عکس های دیدنی از پروانه های زیبا

Parvane Butterfly 016 عکس های دیدنی از پروانه های زیبا
ادامه نوشته

جدیدترین عکسهای بازیگران به همراه فرزندانشان

S A L I J O O N
فتعلی اویسی و دخترش کتی

S A L I J O O N
جلیل فرجاد و دخترش مونا


S A L I J O O N
یوسف تیموری و پسرش


S A L I J O O N
مریم سرمدی و پسرش


S A L I J O O N
الهام پاوه نژاد و دخترش


S A L I J O O N
بهاره رهنما و دخترش پریا قاسم خانی

S A L I J O O N
و ساغر عزیزی دخترش

S A L I J O O N
سیاوش مفیدی و پسرش


S A L I J O O N
فلورا سام و دخترش


S A L I J O O N
انوشیروان ارجمند و دخترش بهار


S A L I J O O N
ریما رامین فر و پسرش

خلق تصاویر جالب با تغییر زاویه عکاسی


خلق تصاویر جالب با تغییر زاویه عکاسی


خلق تصاویر جالب با تغییر زاویه عکاسی
ادامه نوشته

هرعادت بدی هم بدنیست

 



هر بار شما به خود قول می‌دهید امسال عادت بدتان را ترک می‌کنید ولی بعد از ساعت‌هایی آن عادت دوباره به سراغتان می‌آید اما یک خبر خوب برایتان داریم؛ تمام آنها گاهی انقدرها هم بد نیستند...

در اینجا به 10 عادت بد که محققان می‌گویند ممکن است به نفع سلامت شما تمام شود، اشاره می‌کنیم:

1.نیشخند‌زدن:

بیشتر ما عاشق نیشخند زدن هستیم. مثلا وقتی با نیشخند در مورد ارتباط عاطفی یک همکار یا مجموعه‌ای از رفتارها و انتخاب‌های کسی اظهارنظر می‌کنیم. این نیشخند‌زدن‌ها نه‌تنها باعث می‌شود بیشتر در مورد خصوصیات افرادی که دوروبر ما هستند بدانیم، بلکه خندیدن با دیگران هورمون‌های مفیدی را در بدن آزاد می‌کند تا از استرس و اضطراب خلاص شویم و این، حس خوشایندی در ما به وجود می‌آورد.

2.افراط در مصرف قهوه:

اگرچه نوشیدن زیاد قهوه می‌تواند برای سلامت مضر باشد، ولی یک قهوه سبک و باکیفیت و گرم، می‌تواند مفید هم باشد. مصرف به اندازه و متعادل قهوه (نه بیشتر از 3 فنجان در طول روز)، باعث می‌شود کافئین، متابولیسم بدن را سرعت ‌بخشد و توان تحمل ورزش‌های روزانه را افزایش ‌دهد حتی ریسک ابتلا به سنگ‌های کلیوی را کاهش می‌دهد.

نتایج مطالعه‌‌ای که در موسسه درمانی هاروارد انجام گرفته، ثابت كرده است زنانی که بیش از 2 فنجان قهوه در طول روز مصرف می‌کنند، کمتر افسرده می‌شوند و حتی نوشیدن 3 فنجان قهوه در روز، خطر ابتلا به دیابت را کم می‌کند.

3.پرجنب‌وجوش بودن

جنب‌و‌جوش معلمان مدرسه را عاصی می‌كند اما نتایج تحقیقات اخیر نشان می‌دهد این كار حداقل برای بزرگسالان سودمند است. جنب‌وجوش کمک می‌کند وزن اضافی بدن خود را کم کنید.

4.غرولند کردن:

غرولند‌ معقولانه و شایسته‌ نیست، اما مطالعه‌ها نشان داده که در موقعیت‌های معین ممکن است واقعا خوب هم باشد. براساس تحقیقی، غرولندکردن هنگام كار نه‌تنها باعث می‌شود کارمندان بتوانند با استرس‌ها كنار بیایند، بلکه همبستگی بین آنها را هم بیشتر می‌کند در ضمن می‌تواند برای رهایی کوتاه‌مدت از درد یا تجربه‌های تلخ قبلی هم موثر واقع شود.

5.زیاد دوش‌گرفتن:

اگر فراموش کنید دوش بگیرید، ممکن است هیچ دوستی پیدا نکنید ولی اگر از آن افرادی هستید که مرتب در حال دوش گرفتن هستند، به سلامت خودتان و محیط اطرافتان كمك می‌کنید. شستشوی روزانه نه‌تنها پوست را از چربی‌های طبیعی که باعث انعطاف‌پذیری و مرطوب‌ماندن آن می‌شود، پاک می‌کند بلکه باکتری‌های خوبی که باعث پیشگیری از بیماری‌ می‌شود نیز از بین می‌برد بنابراین اگر تصمیم به ترک این عادت گرفته‌اید، روزی را که بیرون از خانه نبوده‌اید، انتخاب کنید.

6.عصبانی‌شدن:

خیلی از ما معتقدیم «عصبانیت» درنهایت باعث شرمندگی می‌شود. این یک حقیقت است که هیچ‌کس نمی‌خواهد اوقاتش را با شخصی که همیشه خونسردی‌اش را از دست می‌‌دهد و داد و فریاد می‌‌كند، بگذراند اما نتایج تحقیقات نشان داده که «عصبانیت» می‌تواند در حقیقت برای سلامت خوب باشد و بروز هیجان‌ها آثار استرس را کم می‌کند. براساس یافته‌های محققان سوئدی، در افرادی که رفتار درستی در محل كار ندارند و عصبانیتشان را در برابر برخوردهای ناعادلانه در محیط کار مهار می‌کنند، ریسک ابتلا به حمله قلبی دو برابر است.

7.حمام‌آفتاب:

در سال‌‌های اخیر، ‌عقیده این بوده که باید خودمان را در مقابل نور خوشید بپوشانیم تا از سرطان پوست در امان بمانیم ولی بیشتر کارشناسان می‌گویند استفاده کم‌ و متناوب از نورخورشید، مفید است! در انگلیس که کمبود ویتامین D فراگیر است، گروه‌های امدادگر و خیریه بیانیه‌ای را منتشر کرده‌اند که در آن توصیه شده هر فردی باید در نیمروز (ظهر)، 10 دقیقه بدون هیچ پوشش ضدآفتابی از نورآفتاب بهره‌مند شود تا از ریسک ابتلا به بیماری‌های کمبود ویتامین D در امان باشد (مثل راشیتیسم). طبق برخی مطالعه‌ها، ویتامین D که به‌وسیله نورخورشید تامین می‌شود، می‌تواند از ابتلا به سرماخوردگی و تب جلوگیری کند. محققان تاکید کرده‌اند افراد باید بعد از 10 دقیقه، خود را بپوشانند و پوست هرگز نباید در انتهای روز قرمز شود.

8.بیش از اندازه در رختخواب ماندن:

اگر از خوابیدن (استراحت) آخر هفته احساس گناه می‌کنید، بهتر است این احساس را كنار بگذارید. براساس نتایج تحقیقات علمی، خواب می‌تواند به شما کمک کند تا بیشتر عمر کنید و از طرفی به حفظ حافظه و کم شدن استرس هم کمک می‌کند و اگر به اندازه کافی استراحت نکنید، احتمال بروز حوادث نامطلوب مثل تصادف، خطرهای ایمنی در کارخانه‌ها و...بیشتر می‌شود یا باعث افزایش وزن و ریسک ابتلا به بیماری‌های قلبی خواهد شد. علاوه بر این، به تاخیر انداختن خروج از رختخواب در صبحگاه و بستن ‌چشم‌ها فوایدی برای سلامت دارد چون طبق تحقیقات به عمل آمده، تمرین‌های سخت ورزشی در صبح زود می‌تواند باعث به خطر انداختن سیستم ایمنی شود.

9.پرداختن به علایق:

اگر چه علاقه به مصرف غذاهای آماده، سلامت تغذیه شما را از بین می‌برد ولی خوردن یک خوراكی لذت‌بخش و خلاف قوانین تغذیه‌ نه‌تنها شادمانی‌تان را زیاد می‌کند، بلکه باعث می‌شود به رژیم‌غذایی خود ادامه دهید. بسیاری از افراد به خوردن غذاهایی که برایشان ممنوع است، راغب می‌شوند. هیچ اشکالی ندارد اگر کمی نسبت به آنچه باعث کم شدن اشتیاقتان می‌شود، علاقه نشان دهید به‌خصوص اگر محدودیت‌های سخت رژیمی دارید این اشتیاق می‌تواند علامتی از کمبود موادمغذی در رژیمتان باشد.

10 رویاپردازی:

بسیاری از ما رویاهای روزانه را معادل با تنبلی یا از زیر کار دررفتن می‌دانیم در صورتی که تحقیقات نشان می‌دهد که اجازه‌دادن به سرگردا‌ن‌بودن ذهن می‌تواند توانایی‌ حل مشکلات را بالا ببرد و باعث ‌شود قسمتی از مغز که مخصوص حل مشکل است، خیلی بیشتر از بخشی که تمرکز بر فعالیت‌های روتین (معمولی) دارد، فعال شود. رویاپردازی علاوه بر اینکه باعث می‌شود زمان انجام وظایف روزمره را افزایش دهید، این توانایی را به شما خواهد داد که این فعالیت‌ها را در بین سایر مشکلات مهم زندگی‌تان جای دهید.