عوام زدگي وكوروش كبير
عوامزدگی در عرصهی فرهنگ، که شاید ناشی از بیرون گود ماندن فرهیختگان و نخبگان دانشسالار و میدان داری نویسندگان و گویندگانی است که با اسطورهسازی و برانگیختن احساسات و هیجانات مردم در پی گرد آوردن مشتریان و مخاطبان بیشترند، یکی از آسیبها و آفتهای کلانی است که تاریخ و هویت تاریخی ایرانیان را نشانه رفته و در معرض تهدید جدی قرار داده است.
امروزه در کتابها، مجلات و مطبوعات، وبلاگها و شبکههای مجازی اجتماعی و حتا در میان پیامکها نظرات و باورهای تاریخی عوامانه و بیپایهی بسیاری دیده میشود که پیآمد و برآیند آنها افتادن مردم به ورطهی نخوت و گمراهی است، و نه دستیابی به آگاهیهای درست تاریخی و عزتمندی حقیقی.
نمونهای از این دست باورها و گفتارهای عوامانه و نادرست، پیامکی است که شاید شما نیز دیده باشید:
- [کورش :] پسر بهشت در اوستا، سیروس در تورات، سایروس در انجیل، ذوالقرنین در قرآن، نخستین شاه جهان، اولین دادگستر گیتی، پدر ایرانزمین.
توضیحات:
1. «کورش» نامی اوستایی نیست که بخواهد در اوستا به معنای «پسر بهشت» باشد. در اوستا نامی از کورش و هر شاه دیگری از آن دوران نرفته است؛ چرا که اوستا صدها سال پیش از مهاجرت پارسها و دیگر ایرانیان آغازین به سرزمین کنونی ایران تصنیف شده است.
2. نام کورش در تورات به صورت کورش / Kuresh آمده است. سیروس شکل فرانسوی این نام است.
3. در انجیل نامی از کورش نرفته است. البته با شعبدهبازی و چشمبندی هرکاری شدنی است!
4. با توجه به ایدئولژی و شیوه و برنامهی تاریخنگاری ساسانیان، که میخواستند خود را مستقیماً به شاهان اسطورهای کیانی پیوند بزنند و وارث و جانشین شاهان عصر مقدس اوستایی نشان دهند، دورههای تاریخی پیش از خود را از تاریخنگاریهای رسمیشان کنار نهادند به طوری که حتا از اشکانیان – که اسلاف بلافصلشان بودند – به قول فردوسی «به جز نام»، آن هم گاه درست و گاه غلط، در تاریخنگاری بومیمان چیزی برجای نمانده است. بنابراین، در عصر قرآن، ایرانیان - به طریق اولی - و آن گاه اعراب، اطلاعی دربارهی کورش نداشتند تا از ذوالقرنین این شاهنشاه پارسی را مراد کنند. او و بیشتر پادشاهان هخامنشی در سلسله شاهان ایرانی مندرج در متون زرتشتی (مانند دینکرد و بندهش) جایی ندارند و اطلاعات بسیار محدود و مغشوش مندرج در تاریخنوشتههای عصر اسلامی نیز برگرفته از منابع یهودی و سپس یونانی است.
5. آشکار است که کورش نخستین شاه جهان نیست! سابقهی نهاد پادشاهی در عیلام، میانرودان، مصر، آناتولی و ... بسیار کهنتر از عصر کورش است.
6. دربارهی این که نخستین دادگستر گیتی چه کسی بوده و دادگستر بودن در روزگار باستان چه معنایی داشته است، نمیتوان با قطعیت سخن گفت. تا جایی که میدانیم، پیش از کورش شاهانی چون اورنمای سومری، حمورابی اکدی، تلیپینوی هیتیایی و... عملاً اقدام به قانونگذاری کرده و در عرصهی دادگستری – البته در معنایی که آن زمان داشته – پیشگام بودند. اما در باره این که آیا کورش بزرگ نیز اقدام به وضع قوانین خصوصی یا عمومی کرده بود یا نه، آگاهی و سندی در دست نداریم. البته بر مبنای ترجمههای جعلی و دلبهخواهی منشور بابلی کورش چیزهایی به او نسبت دادهاند که واقعیت ندارد و در متن مذکور یافته نمیشود.
7. اگرچه گفته شده است که پارسهای باستان کورش را به جهت احترام و بزرگداشت «پدر» میخواندند، اما کورش را نمیتوان پدر «ایرانزمین» دانست؛ چرا که نام ایران در مفهوم سیاسی و جغرافیایی خود برای نخستین بار در روزگار ساسانیان پدید آمد و از این رو اردشیر یا شاپور یکم ساسانی را میبایست پدر ایرانزمین به شمار آورد.
8. زادروز کورش به هیچ وجه دانسته و مشخص نیست و حتا زادسال او نیز با گمان و تردیدهای بسیار برآورد شده است. هفت آبان (29 اکتبر) روز ورود کورش به بابل فتح شده است و نه چیز دیگری.