زن دیروقت به خونه رسید آهسته كلید رو انداخت و درو باز كرد و یكسر به اتاق خواب سر زد ...

ناگهان بجای یك جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب دید smile emoticon kolobok

بلافاصله رفت و چوب بیسبال شوهرش رو برداشت و تا جایی كه میخوردندن هر دو را زد و خونین و مالین كرد. smile emoticon kolobok

بعد با حرص بطرف آشپزخانه رفت تا آبی بخورد smile emoticon kolobok

با كمال تعجب شوهرش را دید كه در آشپزخانه نشسته است. smile emoticon kolobok

شوهرش گفت سلام عزیزم! smile emoticon kolobok

پدر و مادرت سر شب از شهرشون به دیدن ما اومده بودند چون خسته بودندبهشون اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت كنند smile emoticon kolobok

راستی بهشون سلام كردی؟؟؟

smile emoticon kolobok

smile emoticon kolobok